تبليغاتX
سنندج شهر عشق و دوستی :: سنندج شهر عشق و دوستی
سنندج شهر عشق و دوستی
سنندج شهر عشق و دوستی
عکس لباس های سنتی زنان کرد
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386

 

 

 

 

 

 

 

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نویسنده: سامال ساعت: 10:29
تاریخ کرد
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386

 

 

 

کردها یکی از اقوام ساکن خاورمیانه‌ هستند که در غرب آسیا و در بخش غربی فلات ایران زندگی می‌کنند. کردها به زبان‌ کردی، از شاخه غربی زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند.

 

کردستان نام یکی از ایالات ایران بوده است. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید (کردستان عثمانی).

 

امپراتوری عثمانی سالها چون ابرنیرویی بر گوشه‌ای از جهان دربرگیرندهء سرزمینهای عربی،آسیای صغیر؛ بالکان فرمان ‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: (کردستان عثمانی)، سرزمینهای عربی، آسیای صغیر و بالکان تدريجا مستقل گرديدند.

 

(کردستان عثمانی)، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد. (البته در این کشورها هم همه نواحی «کردی» کاملاً کردنشین نیستند و اقوام غیرکرد هم در آن سرزمین‌ها سکونت دارند.

 

بیشتر تاریخ شناسان پر آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند.«اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳)

 

بسیاری از پژوهشگران، از جمله «تئودور نولدکه» خاورشناس بزرگ آلمانی، معتقدند که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت، به نظر برخی از دانشمندان قبایل ماد و قبایل پارس همزبان بوده و هر دو به یک گویش سخن میگفته اند. ولی تاکنون متاسفانه از مادها حتی یک اثر مستند در دست نیست.

 

در حال حاضر چنین فرض می‌شود که کردها بخش اصلی بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه‌ و مادها هستند و به زبان کردی، مربوط به شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند. این نکته که که زبان کردی بازماندهٔ زبان ماد است، و التزاما کردهای امروزی هم استمراری از مادهای باستان هستند، تا زمانی که زبان مادی بدرستی شناخته نشده، کماکان یک فرضیه باقی می‌ماند.

 

در کتیبه‌های سومری ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد از کشوری به نام «کاردا» نام برده شده‌است. این اقوام همان قومی بودند که به گفته گزنفون مورخ یونانی راه را بر تیگلاث پیلسر شاه آشور که با قبایل گوتی در حال جنگ بود بستند و لشکر کشی او را به سوی دریای مدیترانه متوقف ساختند گزنفون این قوم را کاردو مینامد. [1]

 

منطقه امروزی کردستان عراق در دوران باستان بخش اصلی امپراتوری آشور را تشکیل می‌داد. آشور بانیپال در سال 633 پ م در گذشت. شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال 614 پ م از کوه های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر اشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال 613 پ م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال 612 پ م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلی‌ها به همکاری با ماد روی اورد.

 

کردها بخشی از بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه‌ و مادها هستند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی‌ها و لولوبیان (در لرستان) و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل دادند.

 

در دوره‌های بعدی این منطقه بخشی از امپراتوری‌های هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.

 

بنا بر نوشته‌های تاریخ نویسان و جغرافی دانان مسلمان، از قبیل بلاذري، طبری و ابن اثیر قبایلی که بعداً به نام کرد شناخته شدند بیشتر نواحی شرقی رود بوتان و کرانه‌های شمالی دجله را تا نواحی جزیره (جزیره ابن عمر) متصرف شدند.

 

بر طبق برخی منابع فارسی که‌ تعریفی سنتی از این واژه‌ می‌دهند آنها گروهی از گوردها یا گردان به معنی پهلوان و قوی هیکل یا جنگجوی بی باک بودند و نام گرد در شاهنامه هم از همین خانواده‌است گرد بعدها در زبانها برای راحتی تلفظ و یا در زبان عربی به کرد تبدیل شده‌است. کورد همچنین می‌تواند به معنی پسر تعبیر شود.

 

به موجب تاریخ شرفنامه بدلیسی، قدیمی‌ترین قبایل کرد باجناوی‌ها و بوتی‌ها هستند که این نام‌ها به دلیل سرزمین باجان و بوتان بر آنها نهاده شده‌است.

 

تا دوره‌ای نه چندان دور مردمی که به زبان کردی کرمانجی (زبان اکثر کردها) سخن می‌گویند و در آناتولی ساکن هستند خود را کرمانج می‌نامیدند و نام کرد در میان ایشان چندان رواج نداشت.

 

مردمی که به زبان زازا صحبت می‌کنند یعنی زبانی که برای دیگر کردها زیاد قابل فهم نیست نیز بر دو دسته‌اند برخی خود را کرد معرفی می‌کنند و برخی خود را دارای هویت قومی متفاوتی میدانند. شرف‌الدین بدلیسی حدود کردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرف نامه خود با افزودن ولایت لرستان یک جا ذکر می‌کند و در شرفنامه سرزمین لرستان و قوم لر را با کردها یکی می‌شمارد.

 

تمام کردستان تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید (کردستان عثمانی).

 

برخی هم مانند مصطفی بارزانی با اعلام این نظر كه «هركجا

 

كرد زندگی میكند، آن جا ایران است» همواره بر پیوند ناگسستنی تاریخی و نژادی كردها با دیگر ایرانیان تاكید داشت

 

جمعیت و پراکندگی

 

به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی هستند. بنا به برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقرییبی 35 میلیون نفر در سال ۲۰۰۳ در منطقه ای به وسعت ۱۹۰۰۰۰ کیلو متر مربع است. برخی جمعیت و مساحت آن را ۳۰ میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه (km² ۵۴۳ ۹۶۵) تخمین می‌زنند.

 

ناحیه زیست کردزبانها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به وسیله دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس به دریاچه ارومیه منتهی می‌شود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌یابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه، ایلام و بخش‌هایی ازلرستان و کرکوک به موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین، ویران‌شهر و اورفه امتداد یافته، آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه میرسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان‌داغ و هارال‌داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد می یابد. البته در تمام مناطق ذکر شده بسیاری اقوام غیر کردزبان نیز زندگی می کنند.

 

مناطق کردزبان اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصلخیزی نیز است. کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌شود. چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کرد از اهمیت به سزایی برخوردارند. به طور کلی از بدو تاریخ کوه‌های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده‌است که با امپراتوری‌های جلگه‌ها یعنی امپراتوری‌های بابل و آشور و گاه آنها را شکست می‌داده‌اند.

 

کردی که اکثر کردها در (ترکیه, ایران , عراق و سوریه) با آن صحبت می‌کنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار می‌رود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس تا کنون در مدارس تدریس می‌شود خود به دو بخش تقسیم می‌شود:

 

کرمانجی شمالی یا اصطلاحا کرمانجی

کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی

کرمانجی شمالی گویش کردهای شمال خراسان، ناحیه مرزی ایران و ترکیه,روستاهای تکاب وشاهیندژ، آناتولی شرقی و شمال عراق است. از لحاظ جمعیتی اکثر کردها با یکی از دو لهجه فوق صحبت می‌کنند. گویش‌ زازا که در قسمت کوچکی از کردستان ترکیه بدان تکلم می‌شود.

 

گویش‌های اورامی، ایلامی، کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لکی، فیلی (و یا پهلی) در کردستان ایران تکلم می‌شوند

 

دین و مذهب

 

از لحاظ مذهبی اکثریت کردها مسلمان (و پیرو اهل‌سنت) هستند. در استان‌های کرمانشاهان، ایلام و بخش اعظم لرستان ایران نیز جمعیت قابل ملاحظه‌ کرد شیعه‌ زندگی می‌کنند. البته در بین کردها نزدیک به ۵۰ هزار خانوار و شاید بشتر یزیدیانی هستند علاوه بر این گروهی نیز که به یارسانیا سلسله اهل حق معروفند در بین کردها هستند. بقیه‌ کردها مسیحی یا یهودی هستند.

 

نواحی کردنشین ایران جزو نواحی نسبتاً محروم این کشور است. در پی جنگ بین سازمان (کومله و حزب دموکرات کردستان ایران) و حکومت ایران در فاصله سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۳، حکومت ایران تاکنون بر قسمت‌های کردنشین این کشور مسلط بوده‌است. نواحی کردنشین ایران شامل نیمه غربی استان آذربایجان غربی و همچنین استان‌های کردستان، کرمانشاه، ایلام و بخش‌هایی از لرستان است. این بخش‌های لرستان شامل شهرهای کوهدشت، نورآباد، الشتر، زاغه و چغلوندی است. در قسمت‌هایی از استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که (بخشی از) مردم در آن مناطق به زبان کرمانجی صحبت می‌کنند که‌ از این میان می‌توان به‌ مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره‌ نمود. مردم کردتبار این مناطق بنا به روایت تاریخ زمان نادرشاه افشار از منطقه ترکیه کنونی به این نواحی برای محافظت از قلمرو نادرشاه کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند

 

تدریس زبان کردی در مدارس دولتی بلامانع است و‌ طبق قانون اساسی ایران تدریس ادبیات زبان‌های قومی از جمله زبان کردی در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است (اصول پانزدهم و نوزدهم) ولی در عمل تا امروز انجام نیافته‌است (البته عملی شدن این بستگی به خود مردم محلی دارد، و نه سازماندهی دولت مرکزی، چون زبان رسمی ایران فقط زبان فارسی است، ولی هیچ قانونی اقوام مختلف ایران را از تعلیم و گسترش زبان بومی‌شان بازنمی‌دارد). همچنین در ایران تأسیس و انتشار رسانه‌های همگانی به زبان‌ها و یا گویش‌های منطقه‌ای کاملاً آزاد است

 

 

+ نویسنده: سامال ساعت: 11:52
قطب تئاتر ایران دکتر قطب الدین صادقی
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

استاد دانشگاه / کارگردان / بازیگر / نمایشنامه نویس / مترجم / ... / متولد :سنندج-۱۳۳۱هـ.ش.۱۹۵۲م-دكتراي هنرهاي نمايشي، دانشگاه سوربن پاريس. 1364 هـ. ش

kaya /حدودا سال ۱۳۷۸ در یادواره حلبچه ی مریوان برای بار نخست ایشان را دیدم . تنها منتقد و داور آثار.جوی بسیار دوستانه درسالن فرهنگسرا نتیجه سخنرانی هایش بود . نمی دانم چرا این فکر کودکانه بسراغم آمد که نباید آدم مهمی باشد . شاید بخاطر آنکه صمیمی بود و یا شاید بخاطر حضورش در مریوان . مدتی گذشت سریالی در تلویزیون پخش می شد که بخاطر تاریخی بودنش نگاه می کردم . کیف انگلیسی ساخته سیدضیاءالدین دری ، اسم یکی از بازیگران قطب الدین صادقی بود ... برای تحصیلاتم به تهران آمده بودم و این بار جلوی دانشگاه تهران دیدمشان با ظاهری متفاوت ..... بارها و بارها در روزنامه ها می دیدم که اشاره ای بنام او می شد و امروز که می خواهم از او بنویسم سراغ سایتی می گشتم تا مطلب کاملی بیابم ولی .... نبود . نه سایتی از خود استاد و نه وبلاگی . سایتی نبود که استاد را کامل معرفی کرده باشد . آثار و فعالیت های ایشان را ببینید و بگویید آیا شایسته است اینگونه تقدیر شود؟!

انستیتو فرهنگی کردستان-تهران/

- استاد دانشكده‌هاي هنرهاي زيبا، نياوران، ميراث فرهنگي، جهاد، سوره و هنر و معماري تهران

- عضو كميسيون تخصصي رشته نمايش در وزارت آموزش و پرورش، سازمان برنامه‌ريزي درسي و تأليف كتب درسي در دفتر برنامه‌ريزي و تأليف آموزش‌هاي فني- حرفه‌اي و كار و دانش

- عضو شوراي ارزشيابي هنرمندان تئاتر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (از 1380 تا 1385)

- نماينده‌ي منتخب اولين انتخابات جامعه تئاتر ايران

- رييس هيئت مديره‌ي انستيتوي بين‌المللي تئاتر (iti) مركز ملي تئاتر ايران

- عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي در كميته‌ي واژه‌گزيني هنر تئاتر

- عضو فرهنگستان هنر

- مدير مجموعه‌ي صدجلدي «تئاتر امروز جهان» در انتشارات قطره

- عضو افتخاري مجمع علمي زبان كردي- ايران

 

آثار (نمايش نامه)

- پرونده‌ي باغ آتش، نشر قطره، تهران، 1363.

- صداي يك دوست، نشر قطره، تهران، 1366.

- سي‌مرغ، سيمرغ، نشر قطره، تهران، 1369.

- مرد فرزانه، ببر ديوانه، نشر صنوبر، تهران، 1371.

- هفت خوان رستم، نشر قطره، تهران، 1372.

- مويه جم، نشر قطره، تهران، 1373.

- مبارك نگهبان كوچك، نشر صنوبر، تهران، 1374.

- دوران بيگناهي، نشر الست فردا، تهران، 1375 (به زبان كردي).

- زنان صبرا، مردان شتيلا، نشر الست فردا، تهران، 1376.

- خط عشق، نشر الست فردا، تهران، 1378.

- هفت قبيله گمشده، نشر خورشيد آفرين، تهران، 1379.

- سحوري، نشر خورشيد آفرين، تهران، 1380.

- افشين و بودلف هر دو مرده‌اند، نشر قطره، 1381.

- دخمه شيرين، نشر قطره، 1383.

و نگارش 28 نمايشنامه و فيلمنامه ديگر (زير چاپ)

 

مقالات علمي پژوهشي :

- مدخلي بر نمايش آييني،

- تئاتر مقاومت و نسبت آن به تئاتر سياسي،

- چگونه آثار ادبي كهن را نمايشي كنيم،

- ساختمان تماشاخانه و بحران آن در تئاتر معاصر،

- ديالوگ در تعزيه از نقطه‌نظر درام‌شناسي،

- ارزش موسيقي و عملكرد آن در نمايش،

- اقتصاد تئاتر ايران،

- كارگرداني در تئاتر،

- ملودرام، ژانر تحميلي،

- بقال بازي، تقليدي از دوران فئودالي

 

مقالات انتقادي :

(منتشر شده در مجلات آدينه، هنرهاي نمايشي و گردون و ...)

- تئاتر غم‌انگيز كودكان در ايران

- آخر كدام بازي؟

- يرما آري، لوركانه

- تولد خوشبيني يا خوش‌بيني تولد

- جهان نجات‌پذير دور نمات شكاك

- واي به حال كسي كه دل به دو جا دارد!

- تئاتر هول‌آور دوره‌ي گذار

- ستيز دانش و زور

- شرم و تنفر تئاتر جوان

- هنر خود بودن

و ...

 

آثار ترجمه‌اي (نمايش‌نامه)

- نبرد، هاينر موللر، زير چاپ،

- سربازان، خوزه‌ ري‌يس، زير چاپ،

- جنگ در طبقه سوم، پاول كوهوت، زير چاپ،

- در انتظار لفتی، كليفورد اودتس، زير چاپ،

- سرود مترسك پرتقالي، پيتر وايس، زير چاپ،

- آژاكس، سوفوكل، زير چاپ،

- جنون زن نفرين شده، آمده لائو، زير چاپ،

- هفت تن عليه تب، اشيل، نشر خانه سبز.

- ليرشاه و دختران، برداشتي از شكسپير، زير چاپ،

- قابيل، فردريش كوفكا، زير چاپ،

- مرگ دانتون، گئورك بوخنر، زير چاپ،

- معمار و امپراطور آشور، فرناندو آرابل، زير چاپ،

- پينگ‌پنگ، آرتور آدامف، زير چاپ،

- عادل‌ها، آلبر كامو، زير چاپ،

- آهنگ‌هاي درخواستي، كسافر كروتس، زير چاپ،

- مده‌آ، هاينر موللر، زير چاپ،

- بيان بدني، بازيگر، هنري وسو، كلود شالاگيه، نشر قطره، چاپ دوم 1384

 

 و كارگرداني 38 نمايش‌نامه صحنه‌اي، 4 نمايش تلويزيوني، كارگرداني 7 فيلم كوتاه، بازيگري در 2 فيلم سينمايي و 5 سريال تلويزيوني.

و

- داور ده‌ها جشنواره‌ي منطقه‌اي و كشوري در ايران.

- سخنراني در جشن كتابخواني كوي دانشگاه سوربن، 1385 (فرانسه)

- سخنراني در جشنواره‌ي جهاني نمايش عروسكي آتن، 1374 (يوناني)

- سخنراني در جشنواره‌ي جهاني تئاتر سايه، لاريسا، 1376 (يوناني)

- اجراي نمايش فرهنگ كردي در جشنواره‌ي جهاني هنرهاي مردمي، كفلادا، 1377 (يوناني)

- اجراي نمايش فرهنگ كردي در جشنواره‌ي جهاني هنرهاي مردمي، جيت‌سين، مينيسك، 1378، (بلاروس)

- شركت در جشنواره‌ي فيلم كردي برلين با فيلم «آهسته گام بردار» (آلمان)

- سخنراني در جشنواره‌ي تئاتر آموزشي بمبئي، 1383 (هندوستان)

- سخنراني در دانشكده‌ي ادبيات دانشگاه پونا، 1383 (هندوستان)

- داور و سخنران در جشنواره‌ي جهاني نمايش عروسكي «چورپا» 1375، (ايتاليا)

- اجراي نمايش دوران بي‌گناهي در هولير، 1379 (كردستان عراق)

- اجراي نمايش قابيل در سليماني، 1384 (كردستان عراق)

ایران تئـاتر / کارگرداني نمايش”آژاکس“نوشته”سوفکل“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1366
کارگرداني نمايش”مده“نوشته”ژان آنوي“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1367
کارگرداني نمايش”آرش“نوشته”بهرام بيضايي“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1368
کارگرداني نمايش”سي‌مرغ، سيمرغ“(برداشتي از منطق‌الطير عطار)؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1369
کارگرداني نمايش”هملت“نوشته”ويليام شکسپير“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1370
کارگرداني نمايش”نيرنگ‌هاي اسکاپن“نوشته”مولير“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1371
نگارش و کارگرداني نمايش”مرد فرزانه، مرد ديوانه“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1372
کارگرداني نمايش”بهرام چوبينه“نوشته”سيامک تقي‌پور“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1373
نگارش و کارگرداني نمايش”مويه جم“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1374
نگارش و کارگرداني نمايش”هفت خوان رستم“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1374
نگارش و کارگرداني نمايش”مبارک نگهبان کوچک“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1374
نگارش و کارگرداني نمايش”دوران بي‌گناهي“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1375
نگارش و کارگرداني نمايش”زنان صبرا و مردان شتيلا“؛ تهران، تالار وحدت؛ 1376
نگارش و کارگرداني نمايش”پيکره‌هاي بازيافته“؛ تهران، ؟؟؛ 1377
نگارش و کارگرداني نمايش”خط عشق“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1379
نگارش و کارگرداني نمايش”هفت قبيله عشق“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1379
کارگرداني نمايش”قابيل“نوشته”فريدريش کوفکا“؛ تهران، تئاترشهر، تالار نو؛ 1381
کارگرداني نمايش”سرود مترسک پرتقالي“نوشته”پيتر وايس“؛ تهران، تالار مولوي؛ 1381
نگارش و کارگرداني نمايش”افشين و بودلف هر دو مرده‌اند“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1382 - 1381
نگارش و کارگرداني نمايش”سحوري“؛ تهران، تئاترشهر، تالار سايه؛ 1381
نگارش و کارگرداني نمايش”پرومته در زنجير“؛ تهران، حوزه هنري، تالار هنر؛ 1382

 

+ نویسنده: سامال ساعت: 19:52